سریال «رهایم نکن»؛ افطاری تلخ تلویزیون برای روزه‌داران


هفته‌نامه همشهری جوان – مرجان فاطمی: «رهایم نکن» اولین سریالی است که این شب ها بلافاصله بعد از افطار روی آنتن می رود. بیشتر سریال های محمد مهدی عسگرپور فضای تلخی دارند و به نظر می رسد «رهایم نکن» هم از این قاعده مستثنی نیست. سریال در قسمت های ابتدایی با مرگ و بیمارستان و خیانت و … شروع شد و یک مقدار مخاطبانش را متعجب کرد. مصاحبه ما با محمد مهدی عسگرپور درباره این سریال را بخوانید.

عجله نکنید؛ امید هم می دهیم

ماه رمضان، ماه سوگواری نیست و طبیعتا سریالی که برای بعد از افطار تدارک دیده می شود هم نباید زیاد تلخ باشد. چرا «رهایم نکن» آنقدر تلخ است؟ شما از ابتدا می دانستید قرار است این سریال برای ماه رمضان ساخته شود؟

درباره تلخ بودن باید بگویم واقعیت این است که من این کار را تلخ نمی دانم. ما بعضی وقت ها جدیت را با تلخی مترادف می دانیم اما به نظرم این کار تلخ نیست، فقط جدی است. ممکن است در یک کار سکانسی از مرگ یک نفر داشته باشیم یا یک نفر را در بیمارستان به حالت ناخوشی نشان دهیم اما اینها را نباید به مثابه تلخی گرفت. البته الان صحبت راجع به این مسئله یک مقدار زود است، چون کار از یک جایی به بعد به سمتی می رود که اتفاقا امیدبخش می شود.

عجله نکنید؛ امید هم می دهیم

مسئله دیگر اینجاست که زمان پخش «رهایم نکن»، درست بعد از برنامه ماه عسل است و تلخی آن برنامه، با این سریال پیوند می خورد.

– این مسائل به مدیریت رسانه ربط دارد که سریال ها و برنامه ها را چطور پشت هم قرار می دهد.

در همین چند قسمتی که از پخش سریال می گذرد، به یکسری مشابهت ها میان این سریال با سریال های دیگر رسیده ایم. مثلا مشابه شخصیت حاج رسول را قبلا در کاراکتر «بزرگ» سریال «جراحت» دیده بودیم، شما به این موضوع قائل بودید و می خواستید روی همان محور پیش بروید یا این شباهت کاملا اتفاقی رخ داده؟

– من متوجه این مشابهت بودم. می دانستم وقتی می خواهم از آقای تارخ در قامت یک مرد میانسال که وجه مذهبی دارد و بزرگ خانواده است، استفاده کنم ممکن است این شباهت پیش بیاید اما چیزی که خیال من را راحت می کرد، روند داستان بود. شما به زودی متوجه می شوید که مسئله ای که رسول در این کار با آن مواجه است، به طور کل با شخصیت بزرگ متفاوت است. این پدیده را می توانیم به اداره کردن آدم ها توسط یک بزرگتر تعمیم دهیم و در این صورت داستان به طور کل متفاوت خواهد شد. این مسئله باعث شد بتوانم این ریسک را بپذیرم.

فکر نمی کردید بهتر است گریم متفاوتی برای این بازیگر در نظر بگیرید؟ حداقل مدل موهایش را تغییر دهید؟

– خیلی نمی دانستم باید چه کار کنم. البته تفاوت که وجود دارد. شما اگر عکس های «جراحت» را با «رهایم نکن» مقایسه کنید، متوجه می شوید که چهره امین تارخ در این دو کار کاملا باهم فرق دارد اما خیلی هم نمی شود کاری کرد. به هر حال صورت بازیگر یک بیس مشخص دارد و هرکاری هم بکنیم 70 درصد شخصیت شبیه خواهد شد. فقط می ماند مدل مو و ریسش. ما یک مقدار تغییر ایجاد کردیم. اگر نقش رسول را بدون ریش در نظر گرفته بودم تفاوت بیشتر می شد اما من آن را نمی خواستم.

شما برای نقش زن اغواگر سریال تان دست روی مارال فرجاد گذاشتید؛ بازیگری که زیاد به لحاظ ظاهر و سبک بازی، به مختصات چنین زن هایی جور در نمی آید. چرا مارال فرجاد؟

– معمولا وقتی شخصیتی را می نویسیم با توجه به کارکردهایی که در سریال دارد، ویژگی هایی برایش طراحی می کنیم. مثلا می گوییم این شخصیت چقدر باید جذاب باشد، چقدر زیبا باشد، چقدر زمينه اغواگری داشته باشد، چقدر می تواند اهل بیزینس باشد و … قبول دارم گزینه های بیشتری برای این نقش می توانست وجود داشته باشد

اما من احساس کردم اینها می تواند در شخصیتی مثل خانم فرجاد هم باشد. تلاش کردم به شخصیتی برسم که در عین حال که اغواگری می کند یک مدلی از راستی هم داخلش دیده شود. یعنی ترکیبی از اغواگری و نیازهایی که همیشه در زندگی با آنها روبرو بوده، او هم نماینده ای از همین نسل است که بلندپروازی هایی دارد و فکر می کند از برخی راه ها سریع تر می تواند به هدفش برسد. فکر کردم با قامت و وجنات خانم فرجاد همخوانی دارد.

عجله نکنید؛ امید هم می دهیم

یک مسئله ای که زمان پخش «نفس گرم» هم بحث برانگیز بود، نگاه شما به زن در سریال هاست. شما در «نفس گرم» از زنی صحبت به میان آوردید که بعد از سال ها زندگی متوجه خیانت همسرش می شود اما او را می بخشد. اینجا هم آذر، زنی است که به خاطر علاقه به رسول هیچ گاه بعد از او به ازدواج فکر نمی کند و تنها می ماند و حالا خیلی راحت بعد از 30 سال او را می بخشد. چرا زنان سریال های شما هر بلایی هم سرشان بیاید باز می بخشند؟ انگار مردها می توانند راحت زندگی کنند و خیلی راحت توسط زن ها بخشیده شوند. این نگاه شما می تواند در شرایط فعلی قابل باور باشد؟

– نگاه من زیاد غیرطبیعی نیست. ولی می پذیرم که در شرایط اجتماعی فعلی، زیاد قابل پذیرش نیست. البته فکر می کنم الان در دنیا رجعتی به سمت توانایی های زن و مرد صورت گرفته اما در کشور ما هنوز این اتفاق نیفتاده. ما هنوز در تعریف میان مرد و زن تابع تعریف های 30-20 سال پیش اروپا هستیم. آنها الان از ما جلو افتاده اند. من همیشه در زندگی ام زن هایی را دیده ام که توانسته اند بدی ها را ببخشند. فکر می کنم در مجموع خانم ها بخشنده تر از آقایان هستند. همیشه این مسئله را به عنوان پارامتر مثبت معرفی می کنم اما خیلی ها اعتراض می کنند که زن ها را ساده فرض کرده ام.

به نظر من این دو جنس طوری خلق شده اند که ویژگی های متفاوتی دارند و این که مجموعا زن ها بخشنده ترند به معنای سادگی شان نیست. بازنده اصلی آنها نیستند. به نظر من برنده اصلی نهایتا آن کسی است که می تواند ببخشد. نمی توانیم بگوییم مرد پیروز شد، چون توانست زن دیگری بگیرد و زن شکست خورد چون نتوانست به کس دیگری دل ببندد. در عالم هستی هم مادر بودن به خاطر بخشندگی زیاد، به زن تعلق گرفته. من فکر می کنم این چیز بدی نیست. اینجا هم دقیقا روی صحبتم همین است و حتی تقویت هم می شود. نهایتا کسی که می تواند این معادلات را حل کند و وضعیت را به سمت بهتری ببرد، یک زن است. نقشی که برای زن در این سریال در نظر گرفته ام، قوی تر و پررنگ تر از قبلی هاست.

تا اینجای کار از بازخورد سریال راضی هستید؟

– خدا را شکر بد نبوده اما همه ما می دانیم که مخاطبان تلویزیون در سال های اخیر به شدت ریزش داشته. وقتی میزان مخاطبان را از زمان پخش «جراحت» تا الان مقایسه می کنم و جلو می آیم تازه می فهمم که تلویزیون چقدر مخاطبانش را از دست داده است. البته در مناسبت هایی مثل نوروز و رمضان مقطعی مخاطب به دست می آورد الان هم در مجموع، استقبال از سریال بد نبوده و خوشبختانه دیده شده است.