«شعله ور» شدن هیولای درون


روزنامه سازندگی – گلاویژ نادری، یاسمن طلوعی: به کارنامه حمید نعمت الله که نگاه می کنیم، از پیچ و خم و تم ها و مضامین و ساختارهای گوناگونش شگفت زده می شویم؛ ولی اگر شرایط سینمای ایران را بشناسیم و فکر کنیم که او یکی از کارگردان هایی است که در فضای سینمای ایران رشد کرده و برای خودش موقعیتی کسب کرده، آن وقت قانع می شویم که به او لقب سختکوش بدهیم.

هیولای درون

کارنامه ناموزون نعمت الله و گسست های مداوم آثارش بیشتر از آن که نشانی از تنوع طلبی باشد، نشانه سازگاری عمیق او با فضای سینمای ماست؛ ولی نه سازگاری به هر شکل. نعمت الله کارگردانی است که ایده های متنوعی برای ساخت فیلم دارد، هر بار به تناسب وجود سرمایه و همراهی تهیه کننده ای یکی از آنها را رو کرده و مشغول به کار شده است و در ساخت فیلم هم هیچ باجی به سرمایه گذار و مخاطب نداده.

نمونه چنین آثاری «آرایش غلیظ» است که بی توجه به فضای عمومی و خواست تماشاگر ساخته شد و هواداران دو آتشه ای هم پیدا کرد. «شعله ور»، تازه ترین کارش هم با همین منطق ساخته شده: شاید مضمون آن که به حسادت ربط دارد، خیلی ها را درگیر کند ولی فیلم تلاش می کند در این تک واژه محصور نماند و مثل هر اثر هنری ای خودش را گسترده کند و دنیای خاص خودش را بیافریند.

هیولای درون

مهارت او در اجرا، در این فیلم به نحو چشمگیری جلب توجه می کند، تا جایی که حتی ضعف های فیلمنامه ای را می پوشاند و از تمام اجزای فرمال پیشی می گیرد. دقت او در فضاسازی، انتقام از واقعیت به اوهام و مالیخولیا و ساخت دنیایی با چارچوب بسته ذهن یک آدم حسود پر مسئله کاری نیست که به راحتی انجام شود. ولی نعمت الله آن قدر اعتماد به نفس دارد که داستان را از سمت شیطانی روایت کند و وجه بیمارگون و آسیب پذیر انسان را نمایش دهد.

جاه طلبی او در این فیلم برای بسیاری خوشایند نیست ولی تلاشی است برای ورود به عرصه های تجربه نشده سینمای ایران. «شعله ور» یک فیلم دیوانه وار است. برای این که بدانید با چه جور فیلمی طرفید، بد نیست این مطلب را بخوانید. این متن قرار است شما را با حال و هوای فیلم و جهان پشت سر آن آشنا کند. پس تمام آن را یک مقدمه برای بررسی بیشتر فیلم در نظر بگیرید؛ متنی که قرار است به شما بگوید با چه چیزی طرفید.

کارگردانی؛ گذشته پر پیچ و خم

حمید نعمت الله پیش از این که اولین فیلم «بوتیک» را کارگردانی کند، دستیار مسعود کیمیایی در فیلم های «مرسدس» و «ضیافت» بود و حضور او در کنار کیمیایی به عنوان یک فیلمساز صاحب نام، باعث شد تا بعد از چند سال اولین فیلمش را مقابل دوربین ببرد. اگر بخواهیم فیلم های حمید نعمت الله را مرور کنیم، متوجه می شویم که شخصیت های اصلی فیلم های او همیشه باید با شکستی بزرگ به زندگی ادامه دهند. یعنی یا از اول در زندگی بازنده بوده اند یا این که بعد از یک اتفاق تصمیم گرفته اند اوضاع را تغییر دهند.

هیولای درون

برای مثال در فیلم «بوتیک» که از ابتدا اتی (شخصیت اصلی فیلم) از خانه فرار کرده بود و با شرایط زندگی نابسامانش، با پسری آشنا شده که تلاش می کرد به او کمک کند … یا در فیلم «بی پولی» که بهرام رادان شخصیت اصلی فیلم را بر عهده داشت، نمونه یک آدم پولدار و خوش تیپ بود اما بعد از اخراج از محل کارش وضعیت زندگی اش کاملا تغییر کرد و ناچار شد برای به دست آوردن پول به هر کاری تن دهد.

اخیرا هم که فیلم «رنگ خواب» را به کارگردانی نعمت الله دیدیم. «رگ خواب» داستان زنی را به تصویر می کشید که بعد از یک تجربه ناموفق، دوباره عاشق شد اما باز هم شکست خورد، حتی بدتر از دفعه قبل. جدیدترین فیلم نعمت الله «شعله ور» که اولین بار در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد هم تقریبا بی شباهت به ساخته های قبلی این کارگردان نیست. «شعله ور» به تازگی در سینماها اکران شده و داستان مردی را نشان می دهد که بعد از چند سال مصرف مواد مخدر، به زندگی برگشته تا شاید این بار بتواند از شانسش درست استفاده کند.

هیولای درون

حمید نعمت الله بعد از فیلم «رگ خواب» ساخت «شعله ور» را آغاز کرد و قرار بود این فیلم در سی و پنجمین جشنواره فجر نمایش داده شود اما به دلیل طولانی شدن مراحل ساختش یک سال بعد نمایش داده شد. او فیلمنامه «شعله ور» را هم مثل فیلم های قبلی اش به همراه هادی مقدم دوست به رشته تحریر در آورده است. نعمت الله در فیلم «شعله ور» نهایت دقت به جزئیات را به خرج داده است. از بازی گرفتن از بازیگران اصلی گرفته تا انتخاب لوکیشن فیلم که سیستان و بلوچستان را به عنوان لوکیشن اصلی فیلمش برگزیده است. منطقه ای که به سکانس های تاثیرگذار فیلم کمک کرده و تقریبا می شود گفت این فیلم در هیچ جای دیگر چنین قاب های جذابی را در اختیار مخاطب نمی گذاشت.

فیلمبرداری؛ قاب های چشم نواز

روزبه رایگا، اصولا در سینما کم کار است. اما با این حال تعداد فیلم هایی که او فیلم برداری شان را بر عهده داشته کم نیست. رایگا یکی از فیلم برداران با سابقه فیلم های سینمایی به حساب می آید که فعالیتش را از اوایل دهه هشتاد آغاز کرده است و فیلمبرداری فیلم های متفاوتی مثل «انارهای نارس»، «سایه های موازی»، «کارگر ساده نیازمندیم» و «آقای سانسور» و … را در کارنامه اش داشته است.

هیولای درون

فیلم «شعله ور» یکی از فیلم های جدید او است که در جشنواره فیلم فجر حضور داشت و رایگا مدیریت فیلمبرداری آن را عهده دار بود. این فیلم اولین همکاری رایگا با حمید نعمت الله محسوب می شود و به نظر می رسد به دلیل این که هادی مقدم دوست در فیلم «سر به مهر» با رایگا همکاری کرده است، نعمت الله هم برای فیلمبرداری «شعله ور» از او استفاده کرده است. اگر «شعله ور» را دیده باشید، متوجه می شوید فیلمبرداری اش کار ساده ای نبوده. فیلم دارای تصاویر بکر و کمتر دیده شده و لانگ شات هایی از مناظر غریبی است که نعمت الله آنها را در سیستان و بلوچستان پیدا کرده و رایگا به خوبی آنها را به تصویر کشیده.

فیلم «شعله ور» به واسطه لوکیشن های متعدد و تازه اش که در فیلم های سینمای ایران کمتر مانند آنها را می بینیم، تصاویر جذاب و دیدنی هم دارد؛ تصاویری که مدت ها بود در فیلم های آپارتمانی نظیرش را ندیده بودیم و حالا بعد از سال ها چشم مان با دیدن آنها روشن شد.

هیولای درون

پس از یکی، دو دهه به تماشای فیلمی نشستیم که دور از تهران و چاردیواری هایش مقابل دوربین رفته بود. حتی محل اسکان و خانه هایی که شخصیت های فیلم در آنها زندگی می کنند و شب را به روز می رسانند هم با خانه های مرسوم فیلم های سینمای ایران تفاوت دارد. انگار نعمت الله عمدا تصمیم گرفته فضای تازه ای خلق کند که شباهتی با فضای دیگر فیلم های سینمایی یا حتی فیلم های خودش نداشته باشد. همین هم تبدیل به یکی از نقاط قوت فیلم شده که البته بدون مدیریت و تلاش روزبه رایگا این تصاویر دست یافتنی نبود و نمی توان نقش او را در بالا رفتن کیفیت فیلم نادیده گرفت.

هیولای درون

تصویربرداری این فیلم در سال 95 بعد از 120 جلسه به پایان رسید و لوکیشن اصلی آن در سیستان و بلوچستان بود. در واقع رایگا در فیلم «شعله ور» قاب های چشم نوازی را برای مخاطبان به ثبت رسانده که حتما در کارنامه اش فیلم متفاوت و به یادماندنی خواهد شد. برای مثال ساخت کانتینرهایی که تعداد زیادی از کارگران در آن ساکن هستند، وقتی که در شب مقابل چشمان ما قرار می گیرد، فراموش نشدنی است.

بیشتر سکانس هایی که در نیمه فیلم می بینیم، مثل یک قاب عکس است تا بخشی از یک فیلم که این هم به مهارت رایگا در فیلمبرداری بر می گردد. حالا جای سوال دارد که چرا فیلمبرداری فیلم «شعله ور» در گزینه های نامزد جشنواره فیلم فجر حضور نداشت.

بازی امین حیایی؛ غافلگیری

کارنامه امین حیایی پر از فیلم های مختلف است. از عاشقانه گرفته تا کمدی و جدی. اما تعداد فیلم هایی که علاوه بر فضای شان، نقش حیایی هم در آنها کمدی بوده، زیاد است. او در فیلم «کما» تیپ جدیدی از خود به نمایش گذاشت که لحن صحبت کردنش هم متفاوت بود، تیپی که در فیلم های «مهمان»، «اخراجی ها»، «پوپک و مش ماشاالله» و … ادامه پیدا کرد و در این میان حیایی نقش های جدی را هم تجربه می کرد.

هیولای درون

تصویری که او در این سال ها برای مخاطب خلق کرده، بیشتر در فیلم های کمدی خلاصه شده یا این که یک جوان عاشق پیشه بوده که تب تندی داشته است. فیلم های حیایی همیشه در گیشه با موفقیت روبرو شده اند و تقریبا هیچ کارگردانی نبوده که با یک نقش جدی که شخصیت اصلی فیلم هم باشد، او را وارد چالش جدیدی کند.

اما حمید نعمت الله در جدیدترین فیلمش که به تازگی در سینماها اکران شد ه یک امین حیایی متفاوت را مقابل چشمان ما می گذارد. حیایی همزمان با فیلم «شعله ور» فیلم «دارکوب» را هم روی پرده سینماها دارد که نقشش جدی است. این یعنی علاوه بر نعمت الله، بهروز شعیبی هم تصمیم گرفته یک امین حیایی دیگر را به مخاطب نشان دهد. ولی «شعله ور» برای حیایی یک دستاورد است؛ نقشی پیچیده، درونگرا و پر زحمت که تماشاگر را باید با خودش همراه کند. آن هم وقتی که نفرت از سر و روی تمام کارها و رفتارش می بارد!

هیولای درون

حیایی در فیلم «شعله ور» نقش مردی را بازی می کند که بعد از چند سال مصرف مواد مخدر حالا ترک کرده و می خواهد به زندگی عادی برگردد اما رفتار اطرافیانش باعث می شود مستاصل شود. فرید تلاش می کنددوباره همه چیز را از نو شروع کند اما دراین راه با موانعی روبرو می شود. او برای پسر نوجوانش نمی تواند یک پدر قهرمان باشد و همکلاسی اش در دوران مدرسه که حالا غواص شده و همه او را می شناسند، برای پسرش به یک قهرمان تبدیل شده است.

فرید به دلیل رفتارهایی که از سوی خانواده و اطرافیانش می بیند، سعی می کند از همه انتقام بگیرد و روحیه پرخاشگری در او تقویت می شود. حیایی در این فیلم با هدایت درست از سوی کارگردان، دیگر لحن صحبت کردنش مثل فیلم های قبلی اش نیست و ذره ای از آن رفتارهای شخصیت های کمدی در بازی او دیده نمی شود.

بازیِ متفاوت امین حیایی در فیلم «شعله ور» از چشم داوران جشنواره فجر هم دور نماند و او برای بازی در این فیلم دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد. ولی نکته مهم اینجاست: شخصیتی که حیایی بازی می کند دریچه ورود به جهان فیلم است؛ ما انگار به مرور وارد ذهن او می شویم و وقایع را از سمتِ ناسالم ماجرا می بینیم. به همین دلیل این که تماشاگر درگیر نقش و موقعیت و قصه شود همگی بستگی به این دارد که حیایی چطور از عهده نقش بربیاید و خب، به نظر می رسد که او توانسته کارش را درست و تمام و کمال انجام دهد.

فیلمنامه؛ اصلاح اشتباهات

حمید نعمت الله فیلمنامه آثاری مانند«بوتیک» و «بی پولی» را به همراه هادی مقدم دوست، دوست و همراه قدیمی اش نوشته. این دو مدت هاست که زوجی خلاق را تشکیل داده اند؛ یک گروه جمع و جور که با خلق و خوی هم آشنایند و روش خودشان را برای طراحی قصه و پیشبرد وقایع دارند. این وسط یک استثنا وجود داشت؛ با توجه به قصه زنانه ای که «رگ خواب» داشت، حمید نعمت الله نوشتن سناریوی آن را به معصومه بیات سپرد. بنابراین از چنین نویسنده ای بعید است که نتواند تفاوت میان فیلمنامه درست را از سناریویی ضعیف، طولانی و مغشوش تشخیص دهد. اما جالب اینجاست و از این نویسنده و کارگردان در این سال های اخیر در نگارش فیلمنامه خطاهایی سر می زند که انگار خود هم به آنها واقف است.

هیولای درون

نمونه اش همین فیلم تازه اش «شعله ور» که نسخه اکران عمومی، نسبت به جشنواره 20 دقیقه کوتاه تر شده است. در واقع می توان گفت که این نسخه از فیلم کاملا متفاوت با فیلم قبلی است چون نه فقط کوتاه تر شده بلکه تدوین مجددی هم روی فیلم صورت گرفته و برخی سکانس ها جابجا شده است. تماشاگرانی که به تماشای فیلم در جشنواره نشستند، معتقد بودند «شعله ور» فیلمی مطول و زیاده گو است که بسیاری از صحنه های آن اضافی است و به راحتی می توان آنها را حذف کرد، طوری که نه به داستان و نه به ساختار فیلم آسیبی وارد شود.

منتقدان در نقدهای خود به اینها اشاره کردند و نعمت الله هم که سابقه روزنامه نگاری و منتقدی دارد و از طرفی می تواند نکات ضعف فیلمنامه اش را به خوبی تشخیص دهد دقیقا به مشکلات «شعله ور» واقف بود و توانست در اکران عمومی آن را برطرف کند و نتیجه آن فیلمی منسجم با فیلمنامه ای محکم و درست شد که نه تنها تماشاگر را خسته نمی کند بلکه داستانش چنان درست و قرص و محکم طراحی شده و نقاط عطف، گره ها و گره گشایی اش به خوبی در کنار هم چیده شده که تماشاگر نمی تواند از آن همه تصاویر زیبا با منطق درست داستانی و اوج و فرود مناسب چشم بردارد.

هیولای درون

داستان «شعله ور» درباره مردی است که خود را همیشه یک قربانی می داند و چشم دیدن افرادی که در زندگی موفق هستند و برای خود اسم و رسمی دست و پا کرده اند، ندارد. همین ایده مرکزی، اتفاقات و داستان های فرعی را رقم می زند. داستان طوری پیش می رود که تماشاگر در ابتدای فیلم تصور می کند با یک داستان عاشقانه روبرو است و قرار است شخصیت اول فیلم با ایجاد رابطه با یک زن جوان زندگی جدیدی برای خود بسازد اما تماشاگر زود متوجه می شود که دچار اشتباه شده و داستان با چیزی که در تصور او بوده متفاوت است و به طور کلی مسیر قصه عوض می شود.

از این به بعد او با داستانی مواجه می شود که تماشاگر را مدام حیرت زده می کند و آنقدر اتفاقات عجیب و غریب توسط شخصیت اول فیلم رقم می خورد که به طور کلی دور از انتظار تماشاگری است که چنان داستانی را در ابتدای فیلم برای شخصیت اصلی تصور کرده بود.

موسیقی متن؛ راک و سنتی؛ درهم

حمید نعمت الله پای همایون شجریان را به سینما باز کرد. شجریان روی تیتراژ «آرایش غلیظ» بر قطعه ای که سهراب پورناظری ساخته بود، خواند و به این ترتیب برای اولین بار صدای او روی تیتراژ فیلمی در سینمای ایران به ثبت رسید. آنقدر تماشاگران از موسیقی، صدا و شعر تیتراژ این فیلم به هیجان آمده بودند که بعد از اتمام نمایش آن در جشنواره فجر، همه بیش از آن که درباره فیلم صحبت کنند درباره موسیقی تیتراژ آن حرف می زدند. چرا که برای اولین بار بود شجریان قطعه ای از مولانا را به سبک راک می خواند آن هم در پایان فیلمی که هیچ تناسبی با تیتراژ نداشت و پخش چنین موسیقی، آدرنالین خون تماشاگری که در صندلی سینما فرو رفته و توان بلند شدن را نداشت به یکباره به حداکثر می رساند.

هیولای درون

آنقدر این موسیقی در آن زمان سروصدا به پا کرد و آوازه اش در همه جا پیچید که توانست به خوبی بر «آرایش غلیظ» سوار شود و موسیقی و شعر تیتراژ از فیلم جلو بزند. درست مثل همان اتفاقی که در «رگ خواب» افتاد و موسیقی فیلم از آن جلو زد. نعمت الله که یکی از نقاط قوت «آرایش غلیظ» را موسیقی و اجرای تیتراژ می دانست و سابقه همکاری اش با برادران پورناظری به چند سال قبل از ساخت آن فیلم بر می گشت، دوباره به سراغ پورناظری و شجریان رفت و از آنها خواست برای تیتراژ فیلمش موسیقی و ترانه ای را آماده کنند.

نتیجه این همکاری، این شد که موسیقی تیتراژ این اثر هم دوباره از فیلم جلو زد و بیشتر شنیده شد. آنقدر سایه موسیقی تیتراژ «رگ خواب» بر فیلم گسترده و وسیع بود که بسیاری این قطعه را شنیده بودند بی این که فیلم را دیده باشند. این تیتراژ هم مانند فیلم قبلی روی «رگ خواب» سوار بود و این احاطه چنان بود که آلبوم موسیقی فیلم که البته کامل تر از قطعاتی بود که در فیلم شنیده شد، قبل از اکران «رگ خواب» منتشر شد و سازندگان آن حتی تا اکران عمومی آن هم صبر نکردند اما نعمت الله گلایه و مخالفتی نکرد و هیچ وقت برای این پرسش که از تسلط موسیقی بر فیلم نگران نیست، پاسخی نداشت.

هیولای درون

همین عدم نگرانی بود که سومین همکاری او با این دو یعنی پورناظری و شجریان را در «شعله ور» رقم زد. اما این بار اتفاقی که در آن دو فیلم رخ داده بود، نیفتاد. موسیقی تیتراژ نه تنها شنیده نشد بلکه حتی درباره آن نقد و نظر و حرفی هم نوشته و گفته نشد. حتی آنهایی که بعد از سه فیلم عادت کرده بودند به پای تیتراژهای آثار نعمت الله بنشینند با شنیدن و دیدن تیتراژ پایانی هیجان زده نشدند. نه سایه موسیقی تیتراژ بر سر فیلم است و نه از فیلم جلوتر.

گروه موسیقی تلاش کردند اثری خلق کنند که سروصدا کند اما این بار تلاش های شان نتیجه نداد و حالا روندی که باید درباره یک فیلم و موسیقی اش وجود داشته باشد، در مسیر درستی قرار دارد. نه فیلم جلوتر از موسیقی اش است و نه بر عکس. هر دو در کنار هم حرکت می کنند و کاملا همدیگر را کامل می کنند.